حمد الله مستوفى قزوينى
521
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
ظهور دولت بنى عبّاس به خراسان 220 سليمان به ديه سفيدنج « 1 » در * نشستى و بودى در آن بوموبر از او كرد درخواه كان جايگاه * كند ظاهر اين دعوت آن نيكخواه ابو مسلم از وى بر داعيان * فرستاد پيغامها در نهان به ملك خراسان و خوارزميان * به هيتال و اقليمِ تركان همان كه اندر شبِ قدر هركس كه هست * كنند اندر آن ملك بدخواه پست 225 به مردى به دست آورند آن ديار * در آن ملك دعوت كنند آشكار شبِ وعده بو مسلم آتش فروخت * از آن اختر دولتِ خصم سوخت بدان روشنى مردمان پيش او * ز هرديه و هرجا نهادند رو بَر او بىكران خلق گرد آمدند * به پيشش همه بنده فرمان شدند سئم روز در عيد اندر نماز * ده و سه ز تكبير دادند ساز « 2 » 230 كه از ابنِ عبّاس نقل اينچنين * بديشان رسيده بُد از كارِ دين بُدى هشت تكبير مروانيان * كه بود ابن مسعود گفته چنان شدند بَر سر سفره بعد از نماز * خورش يافتند بىحساب و جواز بكردند افطار « 3 » و در كارِ جنگ * نمودند كوشش همه بىدرنگ در آن حال كرمانى و نصرِ گُرد « 4 » * ز هم جنگجو بود با دار و برد 235 مدد خواستى نصر از مردمان * نكردش كسى ياورى آن زمان كه بو مسلم از جنگشان داشت باز * شد آن كار بر نصر از وى دراز
--> ( 1 ) ( ب 220 ) . در اصل : ديه سعيد ؟ ؟ ؟ ح . ( 2 ) ( ب 233 - 229 ) . چون عيد فطر فرارسيد ، سليمان بن كثير نماز عيد خواند . . . بدون اذان و بدون اقامه . در ركعت اول شش تكبير گفت و در ركعت دوم پنج تكبير و اين بر خلاف سنت بنى اميه بود و همه اينها را ابراهيم امام و پدرش به آنان دستور داده بودند . هنگامى كه نماز پايان يافت با شيعيان بازگشتند و طعام خوردند . ( العبر 2 / 190 ) ( 3 ) ( ب 233 ) . در اصل : نكردند افطار . ( 4 ) ( ب 234 ) . : جديع بن على الكرمانى و نصر بن سيار .